تبليغاتX


لينکهاي بالا بر گرفته از سايت شهيدآويني ميباشد

منتظران صاحب الزمان
i:\h\1234.swf

به كي بگم دلم براي صحن و ضريحت تنگ شده ؟؟؟؟؟؟

 

به كي بگم دلم براي صحن و ضريحت تنگ شده ؟؟؟؟؟؟

 

قربون کبوترای حرمت امام رضا


قربون این همه لطف و کرمت امام رضا


تو که آخر گره رو وا می کنی امام رضا


پس چرا امروز و فردا می کنی امام رضا


دلم گره زدم به پنجرت دارم می یام


دوست دارم تا که می یام این گره ها رو واکنی

 


| | ارادت به آ قا در پنجشنبه هفتم آبان 1388;ساعت 18:57; توسط منتظر;

بسم الله الرحمن الرحیم     

    خطابه ای به گل سرسبد عالم هستی ،  امام زمان     

              السلام علیک یا اباصالح المهدی                

   سلام برگل نرگس      *    شنیده ام که می آید  ، کسی به مهمانی -  کسی که سبزتر است از هزار بار بهار                                          ای زعشقت عالمی ویران شده  ،   جهان درانتظار توست   *    خورشید من   ، خورشید من ، برآی که وقت دمیدن است         مولای من ،  یکبار تورادرخواب دیدن ، به تمام عمر می ارزد   *   هرشب که دلم هوای تو کند   -  با اشک شبانه جستجوی تو کند

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی، چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی*یابن الحسن ترسم تو بیایی و من آن روز نباشم

گفتند که می آیی این باورمان گشت . باوری از سر یقین. دیر یا زودش ما را متزلزل نمی کند بلکه وعده خدا راحتمی می دانیم.    باشیم یا نباشیم او می آید با کوله بار انبیاء بردوش -  رسالت الهی همراه -  عصای قدرت در دست وقلبی مهربان درسینه  * می آیی ازدورها      -    ازآن سوی مرز زمان * چو خورشید بر عصر نور چو مهمانی از کهکشان می آیی که قلب مرا پر از گل نرگس کنی  و درصحن آلاله ها مرا دشتی از حس کنی *  گل من گلم کجایی چه کنم ازاین جدائی *  اگر تو نیایی کسی به باران نخواهد رسید  و افسانه انتظار به پایان نخواهد رسید  *     عزیز گمشده دل ضریح یاد تو در صحن سینه ام برپاست   -  طواف می کنم آن را  به صبحگاه و به شام  *  به نام ویاد شریفت دلم چراغانی است  -  به دلنوازی شیرین توست اندرکام * ای همه هستی من ، درنماز منی در نیایشم قنوتم سجده ام -  آیت الکرسی ام -  در صلواتم   * بی تو نیایش هایم کوتاه است  - همچون کوتاهی ارزش وبهای خودم  اما وقتی درنیایش ها تورایاد می کنم وفرج تورا فریاد می زنم  نیایش هایم  اوج می گیرد  بالا وبالا می رود ، ملکوت الهی را به تلاطم می آورد وکوبه اجابت را می کوبد که این نیایشی است که نام ولی ما در آن است -  بپذیریدش  *  شاید باپذیرش نیایشم که معطر بنام شماست خودم را نیز بپذیرد   *   آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست   هرکجا هست   خدایا بسلامت دارش        

اباصالح       التماس دعا         هرکجا هستی      یاد ما هم باش

فرج آقا امام زمان صلوات


| | ارادت به آ قا در پنجشنبه سی ام مهر 1388;ساعت 17:2; توسط منتظر;

مکالمه سوسک غمگین با خدا

گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن …خدا هیچ نگفت .گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای این که زشتم . زشتی جرم من است .خدا هیچ نگفت .
گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها . مال قاصدک ها . مال من نیست .
خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست .
خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است .
دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی برد .
ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است .مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند . زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیسلامحت .آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست .حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش .
قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.


| | ارادت به آ قا در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388;ساعت 14:47; توسط منتظر;

نامه اي به خدا

 

يک روز کارمند پستي که به نامه هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي کرد، متوجه نا مه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه اي به خدا . با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اين طور نوشته شده بود خداي عزيزم بيوه زني 83 ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد. اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چيزي نمي توانم بخرم . هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم. تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن.

کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان 96 دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند.
عيد به پايان رسيدو چند روزي از اين ماجرا گذشت. تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود نامه اي به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود خداي عزيزم. چگونه مي توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم فرستادي البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند .


| | ارادت به آ قا در جمعه هفدهم مهر 1388;ساعت 9:55; توسط منتظر;

خداحافظی با رمضان

خداحافظ
کاش میشد از پیش ما نروی
همیشه برای آمدنت بیقرار بودیم

وقت رفتنت اشکباریم
گرچه عید می گیریم ولی
...
انگار عزاداریم
گفتند تو را بدرقه کنیم
دردانه آفرینش رجب و شعبان به استقبال تو میآمد
..
و نیمه ای از شوال را بدرقه ات می کرد
آمدی به سفره هامان برکت دادی
آمدی و غبار از خاطر غمزده مان رُفتی
آمدی و زنگار از آیینه دلهامان شستی
آمدی و در گوش جانمان سخن عشق گفتی
..
که چه خوش گفته اند:

« از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...»
آمدی و به نا امیدان امید بخشیدی

« لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا »

آمدی و در یک شب هشتاد سالمان را مقدر کردی

آه که چه زود می روی
کاش می شد که از پیش ما نروی
خدا حافظ
خدا حافظ رمضان

******************
صبر کن
من در اشتباهم
این تو نیستی که میروی
ما می رویم
تو میهمان نه ، که میزبان بودی
ماییم که قطار عمرمان در ایستگاه تو توقف کرد
استفاده نکردیم
کاش می شد که نرویم


| | ارادت به آ قا در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388;ساعت 3:12; توسط منتظر;

وفات حضرت خدیجه(س)

 

اى همسر باوفاى احمد

اى همنفس دعاى احمد

اى جان به ره حبيب داده

اى عاشق و مبتلاى احمد

اى زينت خانه پيمبر

ممنون ز تو شد خداى احمد

اسلام ز تو گرفته رونق

از توست رَسا، صداى احمد

سيلى نه! ولى تو سنگ خوردى

اى سينه سپر براى احمد

سر منشأ كوثرى خديجه

ليلاى پيمبرى خديجه

اى فاطمه را تو پروريده

اى رنج و بلا بجان خريده

سادات ز تو مقام دارند

صدّيقه، زكيّه و رشيده

مرغ دل شيعه پر شكسته

بر خاك غريب تو پريده

حتى كفنى دگر ندارى

جانم بفداى تو حميده

با اشك نبى، رُخ تو را شُست

اول كفن بهشتى از توست

اى بانوى ذوالكرم خديجه

اى مادر اهل غم خديجه

دلداده تو حبيب حق بود

صاحب نفس حرم خديجه

بر سفره تو نشسته حيدر

پيش همه محترم خديجه

زود است براى دختر تو

غربت بخورد رقم خديجه

اى كاش ميان كوچه بودى

با فاطمه همقدم خديجه

آيد ز تو و به نام زهرا

مهدى پىِ انتقام زهرا


| | ارادت به آ قا در سه شنبه دهم شهریور 1388;ساعت 22:52; توسط منتظر;

بی جواب گذاشتن دعای خیر فرشتگان

مرد جواني , از دانشکده فارغ التحصيل شد . ماهها بود که ماشين اسپرت زيبايي ، پشت هاي يک نمايشگاه به سختي را جلب کرده بود و از ته دل آرزو مي کرد که روزي صاحب آن ماشين شود .

مرد جوان ، از پدرش خواسته بود که براي هديه فارغ التحصيلي ، آن ماشين را برايش بخرد . او مي دانست که پدر توانايي خريد آن را دارد .

بلاخره روز فارغ التحصيلي فرار سيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فرا خواند و به او گفت : من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر کس ديگري در دنيا دوست دارم . سپس يک جعبه به دست او داد . پسر , کنجکاو ولي نااميد ....

تمام اموال را پدرش به او بخشيده است . بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد .

هنگامي که به خانه پدررسيد . در قلبش احساس غم و پشيماني کرد . اوراق و کاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا ، همان قرآن قديمي را باز يافت . در حاليکه اشک مي ريخت قرآن را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و يك دسيد پرداخت پول ماشين براي دريافت ماشين را در صفحه ي اولش يافت ، روي رسيد تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .

كل اين داستان رو براتون تعريف كردم تا اين جملات رو بگم:

چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان و جواب مناجاتهايمان را از دست داده ايم فقط براي اينکه به آن صورتي که انتظار داريم رخ نداده اند ... ؟؟؟


| | ارادت به آ قا در جمعه دوم مرداد 1388;ساعت 4:19; توسط منتظر;

بـهتـرین سلـطـان عـالـم از هـمه تنـهـاتـر است

 

 

جان به فدای تو که به گفته خودت مظلومترین فرد عالم هستی.

چه کرده‌ایم با تو که دلت خون است از دست ما؟ دلت خون است.دلت خون است.دلت خون است.

کمی فکر کن؟ میری جمکران و دعا میکنی، حاجتت برآورده نمی شود بعد با امام زمان قهر می‌کنی؟

باچه کسی قهر میکنی؟ قطب عالم امکان، گل سرسبد هستی ،سبب نزول برکات آسمانی؟ .....

بعد به دوستت می‌گویی به جمکران رفتی دعا نکن که من دعا کردم و جواب نگرفتم.

باخودم می‌گم چقدر آقا غریب و چقدر مظلومه.

مگه ما چه گلی به سر آقا زده‌ایم ؟

چه کاری کردیم که قلب مولا از ما شاد بشه؟

این‌همه نغمه یابن الحسن سرداده‌ایم تا حالا فکر کرده‌ایم که

ابن الحسن از چه چیز خوشش می آید، همان را انجام دهیم؟

یا فقط با گناه و معصیت به اسم شیعه علی علیه السلام آبروی اهل بیت را برده ایم؟

شاید این زبان حال مولاست که :

هرکس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا می‌شکند

با کوله باری از گناه ،معصیت و شرمساری با خود عهد می‌بندم که از امروز

کاری را انجام دهم که مولا و آقایم صاحب الزمان عجل الله فرجه شاد شود.

یکبار هم که شده کارهایم را برای خوشحالی قلب او انجام دهم.

مولای من خودت کمک کن و دستم را بگیر تا در این پیچ و خم دنیا گم نشوم.

 

چشمـهــا را بـاید شست و جور دیـگر بـایـد دیـد.

 

هر کجا سلطان بود دورش سپاه و عسکر است

پس چرا سلطان خوبـان بی سپاه و لشکر است

بـا خـبـر بـاشیـد ای چــشــم انـتــظـارن ظـهــور

بـهتـرین سلـطـان عـالـم از هـمه تنـهـاتـر است



| | ارادت به آ قا در جمعه بیست و ششم تیر 1388;ساعت 11:2; توسط منتظر;

الله اکبر ... آهای فرشته هاااا

 

الله اكبر ..

الو !!!

باز دوباره این دل آنتن نمی ده ..

كسی صدای منو می شنوه ؟

اشكال نداره ! عادت كردم پشت خط حرف بزنم با اینكه صدایی بهم نمی رسه !

آهای فرشته ها صدای منو به آسمون برسونید !!!

….

جرعه ای از آسمان به من بدهید سخت دلتنگم از زمین و زمان ...

 

می خوام اعتراف كنم !

كل قضیه اینه كه خسته بودم ، ترسیدم ، گم شدم ... الانم چند وقته اسیرم !!

همه چیز از اینجا شروع شد :

وقتی فهمیدم كه اِ نه بابا انگاری منم وجود دارم .. یه دفعه ، تا اومدم به خودم بیام دیدم هر چی نیرو توی وجودم هست همه با هم سر جنگ دارند !

یه چیزی می گفت: این كارو بكن ، یه چیز دیگه می گفت: به حرفش گوش ندیا !!

یكی لذت می برد ، یكی عذاب می كشید

نمیدونم این جنگ و دعوا چرا به من تحمیل شد ؟!!

خسته شدم ... این قدر سر دو راهی ، نه اصلاً نمی دونم چند تا راه بود ، موندم كه دیگه به چیزی اعتماد نداشتم ..

ترسیدم .. بی محتوا شدم و تكراری ... آدم بی محتوا هم دست به هر كار بی اساسی میزنه ! فقط به این فكر میكردم كه زندگی كنم ، مهم نبود چطور زندگی كنم ! هر سال از زندگی شده بود 365 بار تكرار یك روز ...

با نون و پنیر و گوشت و ... همجوار شدم !! كفش و كلاهم گم می شد غم عالم روی سرم می ریخت .. لذت می بردم ، ولی لذت دیدن سراب بود ... بلاخره رسیدم ولی به اینكه ،.. خب چی شد حالا؟!

سر در گم شدم یعنی گم شدم

ولی راه برگشت رو هم بلد نیستم ، اصلاً نمی دونم راه چیه كه بدونم گمراهم یا سر براه ؟!!

فقط می دونم از وقتی خوردم زمین چسبیدم بهش ..دور و برم پر از آدمه ! حس می كنم سهم كوچكی از این زمین دارم ! همه چیز تنگ و تاریكه ... همش احساس خفگی می كنم ، همیشه تنهام ، واسه نجات خودم از تنهایی هم به همه چیز چنگ زدم ...

 

حالا دیگه اسیر شدم !

اسیر دیوارهای زمان و مكان ، اسیر میل و هوس و كشش و خواهش ..

صدای مادرم را می شنوم ! كه آسمان چشمانش بارانیست و بر سر سجاده برای من دعا می كند !!

شنیدم بهشت زیر پای مادران است .. پس از سجاده مادر تا خدا راهی نیست !!

قرآن را باز كردم .. بار ها این كار را كرده ام ، بار ها خوانده ام .. ولی یك بار نفهمیدم !!

.... یخرج الحی من المیت ....

 

ای خدا !!! دلی كه در سینه دارم دل نیست ! قلوه سنگه .. مرده و بی احساس و با هر لگدی به این طرف و اون طرف میره .. به این مرده هم حیاتی ببخش !!

صدایی به گوشم می رسد ...

او از فرماند هان بزرگ و جوان جنگ تحمیلی بود

یاد خودم افتادم كه جنگ درونی داشتم .. گوشهایم را تیز كردم !

فاتح ارتفاعات الله اكبر

من خاكریز جسم رو فتح كنم ارتفاعات الله اكبر پیشكش

رمز پیروزی را می دانست

چه رمزی ؟ رمز چیه ؟..

ثابت كرد با خدا به همه چیز می توان رسید

من فقط بلدم مسئله های ریاضی فیزیك و ثابت كنم تازه حفظ كردن ، كه اونم خیلی سخته ! چطور ثابت كرد با خدا می شه ... اصلاً راجب كی حرف می زنه ؟ میشه دنیاشو دید؟

صبور و محكم بود و با پشتكار

از چه راهی رفته كه مطمئن بوده و سریع هم رفته .. می خوام این راه رو هم امتحان كنم ، یعنی توی این مسیر كسی هست كه دستم و بگیره از زمین بلند بشم ؟

اطلاعات عملیات جنگ را به عهده داشت

یعنی چی توی وجودش بوده كه توی جوونی كارهای بزرگ رو ممكن كرده ؟!!

فقط به خدا توكل داشت

عجب دل تك سرنشینی ..

مشتاق شهادت

دیدم آدما واسه اینكه یه نفس بیشتر بكشند خودشونو به آب و آتیش می زنند ؟ اشتیاق برای چی؟ مگه چی دیده ؟

.....

مثل اینكه این دفعه صدایی از پشت خط میاد ..!!!

سلام

همیشه میگن سلام آغازی برای دیدار است !

 

 


| | ارادت به آ قا در جمعه نوزدهم تیر 1388;ساعت 16:30; توسط منتظر;

سلام بر ...

 

سلام بر کفش های کهنه ات که مایه کرامت شیعه اند.

سلام بر عبای پر وصله ات که سبب شرافت شیعه اند
.

سلام بر دست های پینه بسته ات که بوسه گاه ملائک مقرّب خداست
......
سلام بر بازوان تنومند ت وقتی خیبر را از جای برکندی
.


سلام بر تو وقتی که در حلقه کوچک دستان کودکی یتیم جای می گرفتی
!
سلام بر دستان یداللّهی ات وقتی در خندق،" عمر بن عبدود" را به خاک افکندی و بر سینه او نشستی
.

سلام بر تو وقتی برای دلخوشی طفلی بی سرپرست ،مرکب او شدی و او را بر دوش خود نشاندی
!

سلام بر تو وقتی در "لیلة المبیت" در بستر محمد(ص) خوابیدی و به استقبال مرگ رفتی و مرگ از ابهت تو گریخت
.

سلام بر تو وقتی ریسمان به گردن به مسجدت می بردند و تو برای رضای خدا خاموش بودی
!
سلام بر تو وقتی از هیبت ذواالفقارت دشمنان دونت برهنه شدند تا در پناه سپر حیا یت حیاتشان محفوظ بماند
.

سلام بر تو وقتی همسرت را پیش چشمانت سیلی زدند و ذوالفقارت برای حفظ دین محمد(ص) در غلاف بود
!

سلام بر تو وقتی در مشرق دستان پیامبر خدا در غدیر بوسعت عالم طلوع کردی

سلام بر تو وقتی استخوان در گلو و خار در چشم یک ربع قرن آفتا ب خانه ات بودی
!

سلام بر تو وقتی اوّلین گرویده به دین محمد (ص) بودی

سلام بر تو وقتی چهارمین خلیفه بعد از محمد(ص) شدی
!

سلام بر تو وقتی چشم فتنه را در آوردی در حالیکه هیچ کس دیگری قادر بر آن نبود

سلام بر تو وقتی در کوچه های کوفه توشه نان و خرما بر دوش طعام درماندگان را شبانه قسمت می کردی
!

سلام بر تو وقتی داماد رسول خدا شدی

سلام بر تو وقتی نگین انگشتری حضرت خاتم (ص) را شبانه در خاک تیره پوشاندی
!

سلام بر تو وقتی که جهان اسلام در چمبره حکومت عدالت پرورت بود

سلام بر تو و قتی در دادگاه اسلامی کنار مرد مسیحی نشستی و قاضی رأی بر ضد ّ تو داد وتو بی هیچ مقاومتی به حکم او تن در دادی
!

سلام بر تو وقتی خزانه دار اموال جهان اسلام بودی

سلام بر تو وقتی که آهن گداخته در دست برادر نیازمند ت عقیل گذاشتی تا بسوی بیت المال دراز نشود
!

سلام بر تو وقتی که مشعل عدالت را بر افروختی

سلام بر تو وقتی شمع بیت المال را خاموش کردی
!

سلام بر آه


سلا بر چاه


سلام بر نان جو


سلام بر نمک


سلام بر فدک
........

یا مجمع الاضداد


سلام بر تو روزی که در کعبه، زاده شدی و روزی که در محراب، زندگی فانی را وداع گفتی و روزی که "قسیم النّار والجنة" خواهی بود
.


از مکه نسیمی به سماوات وزیده است


از کعبه خمی می به خرابات رسیده است


مقصود دعا روح مناجات رسیده است


از عرش خدا عین عبارات رسیده است


جز دست علی کیست نگهدار ضعیفان؟

 


| | ارادت به آ قا در جمعه دوازدهم تیر 1388;ساعت 2:42; توسط منتظر;