ساعات عمر من همگي غرق غم گذشت
دست مرا بگير که آب از سرم گذشــت
مانند مرده اي متحـــرک شدم بيــــــا
بي تو تمام زندگيام در عدم گذشت
میخواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه که میخواستم گذشت
دنيا که هيچ، جرعهي آبي که خوردهام
از راه حلق تشنهي من مثل سم گذشت
مولا! شمار درد دلم بي نهايت است
تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
تا کي غروب جمعه ببينم که مادرم
يک گوشه بغض کرده، که اين جمعه هم گذشت
سيدحميدبرقعي
| |
ارادت به آ قا در جمعه نهم بهمن 1388;ساعت 16:31; توسط مریم منتظر ظهور;
اگر قیامت حقیقت دنیای ماست ، کربلا که رفتیم بهشت میرویم ...
آن سان که حسین کربلا رفت ، کربلا باید رفت ...
اگر تو را به کربلا نخواندند ، تو کربلا را بخوان ...
اگر تو را به کربلا راه ندادند ، محال است به راه بیایی ...
| |
ارادت به آ قا در چهارشنبه سی ام دی 1388;ساعت 15:0; توسط مریم منتظر ظهور;
بین الحرمین فاصله عشق و عاشقی ...
و که میگوید این دو جدایی پذیرند؟؟؟
دانشگاه کربلا در هر زمانی دانشجو میپذیرد. از هر جا که باشد و هر کسی که باشد.
کل ارض کربلا...هیچ خاکی خالی از عشق نیست...
کربلا حماسه مکرر آفرینش انسان است.در این گردش متناوب، خون زاده میشود و تا ملکوت اوج می یابد و به شهادت می رسد و دوباره زاده می شود و دوباره و دوباره و ...
اصحاب امام تا هنوز در کربلا مانده اند ...
آماده در کنار او ...
که مدعیانی چون ما را اطمینانی نیست...
| |
ارادت به آ قا در یکشنبه بیستم دی 1388;ساعت 13:37; توسط مریم منتظر ظهور;
و عاشورا به وقوع پیوست ...
حال دانستی چرا کوفیان چنان کردند؟!
کربلا شهر بهت است ... چه آنان که با او بودند و چه آنان که با اون نبودند ...
همه مبهوت ابهت امام اند ... بهتی به فاصله بود و نبود ؛ به فاصله وهم و ...
تاریخ امانت دار (( هل من ناصر )) حسین است ...
آزمون تمام مقام ها کربلاست ... اما نه چنان سهل که ما میپنداریم!!
تمام عشق ما و عشق تمام ما همه در کربلاست ...
التماس دعا
| |
ارادت به آ قا در جمعه یازدهم دی 1388;ساعت 21:28; توسط مریم منتظر ظهور;
سلام به محرم ...سلام به عشق عالمين ؛حسين (ع)...سلام به ساقي کربلا ؛عباس(ع)...سلام به ام المصائب ؛بي بي زينب (س)...سلام به سينه زنان حسين (ع)...سلام به زنجيرها و سنج ها ...سلام به نوحه خوان ها ....سلام به فرياد هاي "يا حسين"...سلام بر دم گرفتن "يا ابالفضل "عزاداران حسيني...سلام به تمام لحظه هاي عاشقي شيعيان در اين ماه ...سلام به اشک عزاي حسين ...سلام به شربت هاي نذري روزعاشورا که به ياد لب تشنه ي حسين مي نوشيم !!...سلام به شفاگرفتان اين ماه ،سلام بر دست هاي گره گشاي عباس (باب الحوائج )....سلام به تمام لحظه هاي آسماني شدن در محرم !
خيلي دلم گرفته ...به خدا دارم خفه ميشم !! محرم که مياد داغ دلم تازه ميشه انگار!!....چيزهايي که درمورد محرم ،عاشورا و کربلا خوندم ؛تعزيه هايي که ديدم ، يکي يکي يادم مياد و ....!!!
سر بريده ي امام حسين(ع) ،نيزه ها و سرهاي مبارک بالاي آن ، معجر کشيدن از سر اهل بيت امام حسين و بي بي زينب (س) ....زجري که حضرت زينب (س) و امام سجاد کشيدند !!...صداي قرآن خواندن !مشک پاره !دست بسته !کاروان خسته !و.......آخه چي بگم از کربلا و محرم ؟!
يک سال ديگه هم گذشت ،محرم داره مياد ...خيلي از دست خودم ناراحتم ،آخه هنوز نشدم هموني که آقا ميخواد ،آخه هنوز نتونستم برات کربلامو از آقا بگيرم ...به خدا دارم ديونه ميشم ، کي مياد اون روزي که بشينم تو بين الحرمين و رقص پرچم "السلام عليک يا ابا عبدالله " رو ببينم ؟! کي مياد اون روزي که زل بزنم به آب فرات و اشک بريزم ؟! کي مياد اون روزي که برم خدمت آقام ابالفضل و اذن ورود به حرم اباعبدالله رو بگيرم ؟!تا کي بايد التماس کنم و جواب نگيرم ؟! به خدا خيلي سخته که در همسايگي آقا باشي و نتوني بري پابوس آقا !! خيلي سخته که هر روز شاهد کاروان هايي از همه جاي ايران باشي که دارن ميرن کربلا و تويي که در نزديک ترين شهر به آستان مقدس کربلا زندگي مي کني ،نتوني بري !!خيلي سخته !! جز اشک حرف ديگه اي ندارم ....
نمي دونيد امروز که بين الحرمين رو نشون داد چه حالي شدم ....!! خــــــــــــــــــيلي دلم گرفت !
باز محرم آمد و اشك هايش براي حسين
باز محرم آمد و ناله هايش براي زينب
باز محرم آمد و دلتنگي هايش براي رقيه
باز محرم آمد و دل شكستگي هايش براي عباس
دهه اول محرم كه مي شود بغض عجيبي روي سينه ام سنگيني مي كند و اشك ها در چشمم دو دو مي زند و منتظر تلنگري است كه جاري شود ... كاش به جاي اين همه دل نازكي كمي هم از صبر زينب مي آموختم كه در سخت ترين شرايط محكم بايستم تا دشمن بلرزد ... كاش به جاي اين همه بي تابي كمي از استقامت حسين مي آموختم و كمي از وفاداري ابوالفضل .... و كاش ذره اي از جوانمردي حسين در وجود ما بود ... كاش .....
| |
ارادت به آ قا در جمعه بیست و هفتم آذر 1388;ساعت 23:20; توسط مریم منتظر ظهور;
چیست این بهار خجسته ؟ چیست این لحظه شگفت زیبا ، زیبای شگفت ؟
انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست ؛ گویی کره زمین را هاله ای از انوار سبز ، احاطه کرده است ! گویی تکامل واپسین زمین ، در حال شکلگیری است ! این تنها معجزه نوروز نیست . این تنها شکوه آغازین بهار نیست . این نور ، برای آسمانیان ، آشناتر از زمینیان است . امروز ، روز تمام زیبایی هاست ؛ روز تبلور عشق در تمام آینه هاست ؛ روز زیبای ولایت است ؛ روز تکامل مادی و معنوی آفرینش . امروز ، روز شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است ؛ یک روز توحیدی زیبا که ترجمان عدل الهی در قامت امامت است ؛ ترجمان صداقتِ معاد در بلاغتِ نبوت ، نتیجه تلاش هزاران پیام آور الهی .
صدای دلنشین حضرت جبرئیل علیه السلام است و جان مشتاق حضرت رسول صلی الله علیه و آله .
ندای وحی ، جان و تن حضرت را می آشوبد و تبسمی دلنشین ، بر لبهای مبارکش می نشیند . احساسی سبک و شعفناک ، سراسر وجودش را فرا گرفته است .
کیست مولا ، آنکه آزادت کند !
اینک زمان ، آغاز دیگری را تجربه می کرد . فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه در حال شکل گرفتن بود ؛ آغاز فصل عشق ، فصل ارادت ، فصل زیبای ولایت ؛ فصلی که می طلبید دست های حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله را برای توسل ؛ برای دعا : دعایی به زیبایی اجابت :
اللهم وَالَ مَن وَالاهُ و عَادِ مَن عاداهُ ، وانصُرْ مَن نَصَرَهُ ، وَاخْذُلْ مَن خَذَلَهُ
... اندک اندک جمع ها به هم پیوست . نجوا ها به زمزمه های بلند بدل شد . آنگاه ، چشم ها فراتر از نگاه ها به چهره زیبا و متبسّم پیامبر صلی الله علیه و آله دوخته شد . سکوت ... سکوتی در نهایت زیبایی ، آسمان و زمین را در بر گرفت . اینک ، پیام آور خوبی ها بود و پیامی دیگر ؛ پیامی که باعث شادمانی اهل دل و غمگینی نفاق پیشگان بود . پیام پیام آور مهربانی به همه رسید . اینک کائنات باید شاهد پیوند امامت و نبوت می شد ؛ پیوندی که انوار آن ، با گره خوردن دست ها در همدیگر ، تمامی آسمان و زمین را در برگرفت و ذره ذره هستی ، شروع به تسبیح ذات اقدس باری تعالی کردند .
اینک خداوند ، آرمانی ترین اندیشه را به پیامبر خویش ارزانی داشته بود ؛ اندیشه ای که در جهان خاکی ، تحولی عظیم و در جهان افلاکی ، ذوقی سلیم ، برای عبادت حضرت پرورگار به وجود می آورد . گویی هنگام عاشقانگی ها بود ؛ هنگام به وجد آمدن تمامی سلولها ، با ذکر یا علی.
فرمود : هر کسی را که من مولای اویم ، علی مولای اوست ؛ مولایی که شما را از بند خودپرستی ها آزاد خواهد کرد ؛ کیست مولا ؟ آنکه آزادت کند.
هر دو دست ، نشان عظمت همدیگر بودند ؛ عظمتی که خداوند ، آن را در ادیان دیگر بشارت داده بود ؛ بشارت امامت و حکومت صالحین بر زمین ! بشارت فصلی که عدالت الهی را در نقطه نقطه زمین مستقر کند . بشارت ولایت مولا امیر المؤمنین ، عدل مجسم خداوند در زمین .
درود خداوند بر امین وحی الهی و کشتیبان نبوت ، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و روح نماز ، مولای جوانمردان ، حضرت علی مرتضی باد .
آحاد ملک چو سجده بر آدم کرد بر نام علی و شوکت خاتم کرد
در روز غدیر خم نه تنها آدم بر قامت مرتضی فلک سر خم کرد
" سید علی اصغر موسوی "
| |
ارادت به آ قا در شنبه چهاردهم آذر 1388;ساعت 7:20; توسط مریم منتظر ظهور;
روز عرفه می رسد و هر کسی مکانی را برای خود صحرای عرفاتی می سازد ، یکی در صحرای عرفات، یکی در صحن امام حسین ، یکی در صحن امام رضا (پیام مهاجر به یاد ما هم باش)، یکی جمکران و صحن کریمه اهل بیت و..............
عرفه آمدم تا با تو سخن گویم ؛ تویی که اخرین امید رمضان از دست داده هایی ، تویی که اگر خدا ما را در تو نبخشد دیگر ......................
عرفه، خوشا به حال آنانی که تو فردا برایشان شهادت خواهی داد ، شهادت خواهی داد که اینان آمدند ، با عشق آمدند و در صحرای عرفات دور هم جمع شدند و با ذکر علمدار کربلا دنبال مولایشان گشتند .
و خوشا به حال آنانی که سعادت این را دارند که در عرفات مولایشان را ببیند و آن زمان می توانند چشم در چشم مولایشان بدوزند بدون آنکه از اعمال خود شرمنده باشند .
عرفه، تو خود میدانی که عرفات ما مسجد مادرمان است و ما زیر چادر مادرمان دور هم گرد آمده ایم و می خواهیم تک تک اجرهای مسجد فردا به جا ی تو برایمان شهادت دهند.
عرفه ، با این که گناهکاریم با عشق به حسین امدیم ، چرا که به ما گفته اند که اینجا هم همه کاره حسین است ، عرفه تو به حسین بگو و قسمش بده به شش ماهه و سه ساله اش تا مارا به انها ببخشاید .
عرفه؛ به امام زمانمان بگو ؛ بگو شرمنده ایم اگر غریبانه و ناشناس در صحرا ی عرفات پیش می رود ،
عرفه ، عرفه بگو بگو که شرمنده ایم
اللهم ارنی الطلعت الرشیده
| |
ارادت به آ قا در جمعه ششم آذر 1388;ساعت 0:29; توسط مریم منتظر ظهور;
به كي بگم دلم براي صحن و ضريحت تنگ شده ؟؟؟؟؟؟
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا
تو که آخر گره رو وا می کنی امام رضا
پس چرا امروز و فردا می کنی امام رضا
دلم گره زدم به پنجرت دارم می یام
دوست دارم تا که می یام این گره ها رو واکنی
| |
ارادت به آ قا در پنجشنبه هفتم آبان 1388;ساعت 18:57; توسط مریم منتظر ظهور;
گفت : کسی دوستم ندارد . می دانی که چه قدر سخت است ، این که کسی
دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی . حتی تو هم بدون
دوست داشتن …خدا هیچ نگفت .گفت : به پاهایم نگاه کن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را
آزار می دهم . دنیا را کثیف می کنم . آدم هایت از من می ترسند . مرا می کشند . برای
این که زشتم . زشتی جرم من است .خدا هیچ نگفت .
گفت : این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها .
مال قاصدک ها . مال من نیست .خدا گفت : چرا ، مال تو هم هست .
خدا گفت : دوست داشتن یک گل ، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندانی
نیست . اما دوست داشتن یک سوسک ، دوست داشتن " تو " کاری دشوار است .
دوست داشتن ، کاری ست آموختنی و همه کس ، رنج آموختن را نمی
برد .ببخش ، کسی را که تو را دوست ندارد ، زیرا که هنوز مومن نیست ،
زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته ، او ابتدای راه است .مومن دوست می دارد . همه را دوست می دارد . زیرا همه از من است و
من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبا نمی بیند .
زشتی در چشم هاست . در این دایره ، هر چه که هست ، نیسلامحت .آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود . شیطان مسئول فاصله
هاست .حالا قشنگ کوچکم ! نزدیک تر بیا و غمگین نباش .
قشنگ کوچک نزد
خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.
| |
ارادت به آ قا در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388;ساعت 14:47; توسط مریم منتظر ظهور;