پیر مرد روستایی از اطراف خراسان برای زیارت عتبات عالیات
مشرف شده بود. در همان ایام یکی از علمای کربلا در خواب
محضر مبارک حضرت سید الشهداء صلوات الله علیه رسیده بود
و حضرت به ایشان فرموده بودند:
فردا برو به فلان مسافرخانه و یک پیر مرد کشاورز خراسانی که
به زیارت آمده به ایشان بگو که زیارتش را قبول کردیم.
فردا صبح آن عالم بزرگوار می آید و پیر مرد را پیدا می کند و
پیام حضرت را نیز به ایشان می رساند. و به ایشان می گویند
که شما چکار کرده اید و چه زیارت نامه ای را خوانده اید که
مورد تأیید حضرت واقع شده است
.
پیر مرد می گوید من اصلاً سواد ندارم که زیارت نامه بخوانم و
کسی هم برایم زیارت نامه نخوانده است
.
عالم به ایشان می گوید: وقتی وارد حرم شدی چکار کردی؟
می گوید: هیچی فقط وقتی دیدم که هیچ کاری نمی توانم بکنم،
سواد ندارم که زیارت نامه بخوانم کسی هم نبود برایم زیارت نامه
یا روضه بخواند، دلم سوخت و به زبان محلی یک شعر برای
حضرت گفتم و آن این است:
سنگ کلوخ و در منه
بهر حسین گریه منه
| |
ارادت به آ قا در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386;ساعت 23:2; توسط منتظر;
نام تو مثل نور
مثل ستاره هاست
ياد تو اى رضا!
آرام جان ماست
نام تو مثل آب
شفاف، ساده، پاك
ياد تو اى رضا!
باران به قلب خاك
نام تو باصفاست
مثل بهار و باغ
يادت به راه ما
روشن ترين چراغ
نام تو سرخ سرخ
مثل شهادت است
ياد تو سبز سبز
مثل زيارت است
نام تو مثل گل
بوى خدا دهد
يادت امام ما!
دل را صفا دهد
كاش ( ايستاده) بوديم !
تو ايستاده زيستى
هر چند
با ميوه درختى گوژ و نشسته
مسمومت كردند.
اما ،
شهادت
تو را ايستاده ، درود گفت.
و اينك جايى كه تو خوابيده اى
همه كائنات به احترام ايستاده است.
اى عرش !
اى خون هشتم !
نيرويى ديگر در پرم نه !
كه ما را هزار سال
نه رهتوشه اى بر پشت بود
و نه شمشيرى در دست !
و مگر در سينه ،
عشق مى افروخت
مى سوخت ،
كه چراغ تو ،
روشن ماند.
درود بر تو
اى هشتمين سپيده
- اگر از سايه ساران درود مى پذيرى-
باران نيز به اِزاى تو پاك نيست.
و بر ما درود
- اگر فاصله خويشتن تا تو را ،
تنها بتوانيم ديد-
اى آفتاب،
ما آن سوى ذرّه مانده ايم!
| |
ارادت به آ قا در شنبه هجدهم اسفند 1386;ساعت 8:50; توسط منتظر;
از خدا خواستم عادت بد مرا از من بگيرد
فرمود : گرفتن عادت ها کار من نيست تو خود بايد آنها را از خود دور کنی
از خدا خواستم به فرزندانم همه چيز عطا کند
فرمود : روح او همه چيز است و جسمش خاکی است وگذرا
ازخدا خواستم به من صبرعنايت کند
فرمود : صبر زاييده دردورنج است صبربخشيده نمی شود ، آموخته می شود
از خدا خواستم به من خوشبختی عطا کند
فرمود : من به تو برکت می دهم ، خوشبختی برعهده خودت است
ازخدا خواستم درد و رنج را از من دور کن
فرمود : درد ورنج ، تو را به من نزديک تر می کند
از خدا خواستم روح مرا شکوفا کند
فرمود : تو خود بايداز درونت شکوفا شوی من تنها می توانم شاخ وبرگ هایت
را هرس کنم تا پر بارتر شوی
از خدا خواستم تمامی چیزهايی را که سبب می شوند ، از زندگی لذت ببرم ، به من بدهد
فرمود : من به تو زندگی مي دهم تا بتوانی از همه چيز لذت ببری
از خدا خواستم کمکم کند ،همه را دوست بدارم ، به همان اندازه که ديگران مرادوست دارند
فرمودند : بالاخره آنچه را که بايد ، از من خواستی ، برای دنيا شايد تنها يک شخصی باشی
اما برای من يک نفرشايد يک دنيا باشی
| |
ارادت به آ قا در جمعه دهم اسفند 1386;ساعت 15:11; توسط منتظر;
اين علي كيست كه نمونه و مصداق انسان كامل است
اين علي كيست كه محبوب دلها و معشوق انسانهاست
اين علي كيست كه نامش تا به ابد جاويدان و زنده است
اين علي كيست كه دشمنانش بر فضيلت و برتري او گواهي دادهاند
اين علي كيست كه هم صاحب جاذبه است و هم دافعه
اين علي كيست كه شخصيتش محدود به زمان معيني نيست، بلكه مربوط به همه زمانهاست
اين علي كيست كه با گذر زمان نامش كهنه نميشود
اين علي كيست كه به هنگام وضو ميلرزيد
اين علي كيست كه عبور از صراط، منوط به اجازه اوست
اين علي كيست كه شبها، هزار ركعت نماز ميخواند
اين علي كيست كه اگر تمامي مردم ولايت او را قبول ميكردند، خداوند جهنم را نميآفريد
اين علي كيست كه با حق است و حق با اوست
اين علي كيست كه در طول تاريخ، دانشمندان از فضايل او بسيار گفتند و نوشتند و هر چه
زمان ميگذرد، دلها و قلمها، بيشتر به سمت وي ميروند
| |
ارادت به آ قا در جمعه سوم اسفند 1386;ساعت 0:0; توسط منتظر;