تبليغاتX


لينکهاي بالا بر گرفته از سايت شهيدآويني ميباشد

منتظران صاحب الزمان
i:\h\1234.swf

مجمع

 

سلام به همه کسانی که به این وبلاگ سر میزنن

خواهشا کامل متن رو بخونید و زود تصمیم نگیرید

من یک کسی هستم که دوست دارم از ایام تابستان حداکثر استفاده رو بکنم و به خدا نزدیکتر بشوم

انسان ها دارای اخلاقی هستند که قابل انکار نیست

انسان ها به همراه دوستی که بتونند باهم به خدا نزدیک بشوند نیاز دارند

شاید برگزاری این مجمع باعث بشه به خدا نزدیکتر بشویم

برای دلگرمی که کار رو شروع کنیم نیاز به نیرو داریم

ولی ازتون خواهش میکنم این موضوع رو جدی بگیرید

من از تمام نظراتتون برای بهبود این مجمع استفاده میکنم

حتی به نظر من اگر یک عالم یا روحانی در جمع ما حضور یابد این نعمت بزرگی

است و اگر همه موافقت کنند میتونیم این کار رو انجام بدیم

ما میتونیم چند وقت یک بار مجمع رو برگزار کنیم تا همه بتونند در آن شرکت کنند

در این جلسات میتونیم کتابهای افراد بزرگ همچون شهید مطهری رو تهیه کنیم و

هر روزی که جلسه برگزار میکنیم از یک فصل تا یک فصل مشخص میکنیم و

نکته برداری (خلاصه) رو در این جلسه هرکس ارائه میدهد و از خلاصه برداری

همدیگه بهره مند بشویم

ما میتونیم با استفاده از ویس ( میکروفن ) یک نفر که خوب قرآن تلاوت میکند

قرآن تلاوت کنیم و از فیض قرآن هم بهره مند شویم

میتونیم در مورد مسائل مختلف بحث کنیم

این نظرات من بود حالا نظر شما چیه ؟

اگر مایل به عضو در این مجمع هستید لطفا ایمیل خود و نظرتون رو

خصوصی برای من در قسمت نظرات بنویسید

 

منتظرتون هستم

یا علی

 

 


| | ارادت به آ قا در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387;ساعت 10:3; توسط منتظر;

تصميمات خداوند مرموزند ؛ اما همواره به نفع ما هستند

 

شخصي به دوستش گفت : « بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي ميكند

برويم ؛ مي خواهم ثابت كنم كه او فقط بلد است كه به ما دستور

 دهد و هيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نميكند.

ديگري گفت : « موافقم ؛ اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم »

وقتي به قله رسيدند ؛ شب شده بود ؛ در تاريكي صدائي شنيدند ؛

« سنگ هاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد و آنها را با خود ببريد »

شخص به دوستش گفت : « مي بيني ؟ بعد از چنين صعودي ؛

بجاي كمك به ما ؛ از ما ميخواهد كه بار سنگين تري را هم حمل

كنيم ؛ محال است كه اطاعت كنم »

ديگري گفت : « من به دستور عمل مي كنم »

وقتي به دامنه كوه رسيدند ؛ هنگام طلوع بود و انوار خورشيد ؛

سنگهائي را كه دوست مطيع و مومن با خود آورده بود را روشن كرد؛

آنها خالصترين الماسها بودند .


| | ارادت به آ قا در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387;ساعت 7:51; توسط منتظر;

يه ايميل از طرف خدا .....


امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم

 که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،

نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،

از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،

مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف

 و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم

چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛

اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي

و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي

 بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي

با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به

 دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي.

تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف

گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.

متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،

شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،

سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و

 به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.

بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.

نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي

نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي

 آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني

و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه

 انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه

مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي.

موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آنکه

به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب

رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي

که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من

صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد

يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.

منتظر يک سر تکان دادن،

دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي

 سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،

من باز هم

منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد

 امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي

کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم

و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي.

 

دوست و دوستدارت :خدا


| | ارادت به آ قا در جمعه ششم اردیبهشت 1387;ساعت 2:35; توسط منتظر;