خداوند به موسى علیه السلام وحى فرستاد كه این مرتبه براى مناجات كه آمدى كسى همراه خود
بیاور كه تو از وى بهتر باشى .
موسى براى پیدا كردن چنین شخصى تفحص كرد و نیافت ؛ زیرا به هر كه مى گذشت جرات نمیكرد
كه بگوید من از او بهترم .
خواست از حیوانات فردى را ببرد، به سگى كه مریض بود برخورد كرد.
با خود گفت : این را همراه خود خواهم برد ، ریسمان به گردن وى انداخت و مقدارى او را آورد
بعد پشیمان شد و او را رها كرد.
تنها به دربار پروردگار آمد. خطاب رسید فرمانى كه به تو دادم چرا نیاوردى ؟
عرض كرد: پروردگارا نیافتم كسى را كه از خودم پست تر باشد.
خطاب رسید: به عزت و جلالم اگر كسى یا همان سگ را مى آوردى كه او را پست تر از خود
میداشتى هر آینه نام تو را از طومار انبیاء محو مى كردم
| |
ارادت به آ قا در جمعه بیست و دوم آذر 1387;ساعت 9:34; توسط منتظر;