خداحافظ
کاش میشد از پیش ما نروی
همیشه برای آمدنت بیقرار بودیم
وقت رفتنت اشکباریم
گرچه عید می گیریم ولی...
انگار عزاداریم
گفتند تو را بدرقه کنیم
دردانه آفرینش رجب و شعبان به استقبال تو میآمد ..
و نیمه ای از شوال را بدرقه ات می کرد
آمدی به سفره هامان برکت دادی
آمدی و غبار از خاطر غمزده مان رُفتی
آمدی و زنگار از آیینه دلهامان شستی
آمدی و در گوش جانمان سخن عشق گفتی..
که چه خوش گفته اند:
« از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...»
آمدی و به نا امیدان امید بخشیدی
« لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا »
آمدی و در یک شب هشتاد سالمان را مقدر کردی
آه که چه زود می روی
کاش می شد که از پیش ما نروی
خدا حافظ
خدا حافظ رمضان
******************
صبر کن
من در اشتباهم
این تو نیستی که میروی
ما می رویم
تو میهمان نه ، که میزبان بودی
ماییم که قطار عمرمان در ایستگاه تو توقف کرد
استفاده نکردیم
کاش می شد که نرویم
| |
ارادت به آ قا در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388;ساعت 3:12; توسط منتظر;
اى همسر باوفاى احمد
اى همنفس دعاى احمد
اى جان به ره حبيب داده
اى عاشق و مبتلاى احمد
اى زينت خانه پيمبر
ممنون ز تو شد خداى احمد
اسلام ز تو گرفته رونق
از توست رَسا، صداى احمد
سيلى نه! ولى تو سنگ خوردى
اى سينه سپر براى احمد
سر منشأ كوثرى خديجه
ليلاى پيمبرى خديجه
اى فاطمه را تو پروريده
اى رنج و بلا بجان خريده
سادات ز تو مقام دارند
صدّيقه، زكيّه و رشيده
مرغ دل شيعه پر شكسته
بر خاك غريب تو پريده
حتى كفنى دگر ندارى
جانم بفداى تو حميده
با اشك نبى، رُخ تو را شُست
اول كفن بهشتى از توست
اى بانوى ذوالكرم خديجه
اى مادر اهل غم خديجه
دلداده تو حبيب حق بود
صاحب نفس حرم خديجه
بر سفره تو نشسته حيدر
پيش همه محترم خديجه
زود است براى دختر تو
غربت بخورد رقم خديجه
اى كاش ميان كوچه بودى
با فاطمه همقدم خديجه
آيد ز تو و به نام زهرا
مهدى پىِ انتقام زهرا
| |
ارادت به آ قا در سه شنبه دهم شهریور 1388;ساعت 22:52; توسط منتظر;